جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

67-شکم مامان و دردسر هاش

سلام کدو تنبل مامان ، خوبی نفسم؟ ماشالله هر روز ک میگذره از روز قبل شیطون تر و بشاش تر میشی ، اما فک کنم منم مثل مامان  سوشیانس و متین جان باید بهت بگم که چرا غذا نمیخوری؟ چرا گنده نمیشی ، همش احساس میکنم که داری کوچولو میمونی، مامانم هم هی بهت میگه بچه موش، من بیشتر غصه میخورم ، اگه دختر بودی و کوچولو و ریزه میزه میشدی عیبی نداشت میتونستم کنار بیام اما بدبختی اینجاست که پسری و اصلا دوست ندارم که ریزه میزه باشی و قد کوتاه ، باید هیکل مردونه داشته باشی و قدت هم بلند باشه ، بدبختی اینجاست که نه مامانت قد کوتاه و انقدر ریزه میزست نه بابات ، هم بابایی قد بلنده هم مامانی ، خدایا خودت یکاری ک...
15 خرداد 1392

72-سفر یهویی- کلی خبر داغ - ما داریم میریم

سلام عزیزم . انقدر از این دوستان وبلاگی غر غر سر خودم شنیدم که مجبور شدم بیام و با تنبلی وب رو آپ کنم به علت کمر درد شدید که تحملش دیگه واقعا داره سخت میشه سعی در خلاصه نویسی دارم البته یکمی واسم زوده که از کمر درد بنالم اما چاره چیه؟؟!! نمیدونم چرا انقدر زود کمر درد شدم.... - اول از همه از مامانی هدیه جون ممنون که من رو به این مسابقه دعوت کرد ، مرررررررررررررسی - قول قول که در اولین فرصت این مسابقه رو اجرا کنم - حال مادری خیلی بهتر شده و تقریبا برگشته به همون حالت قبلش و به قول معروف از شوک کامل درومد مرسی از مامانی توت فرنگی که راهکار خوبی یادم داد و دقیقا حق با ایشون  بود! - شب بعد از ا...
14 خرداد 1392

70-ما خوبیم / این چند وقت / یکمی دعا کنید / در اولین فرصت میام پیشتون

سلام ، نمیدونم که باید بهتون چی بگم ، فرشته ، دوستهای مهربون ، خواهر، همدم یا .... فقط میتونم بگم که واقعا همتون فوقولاده هستین ، تک تک تون و نینیهاای نازتون و روی ماهتون رو میبوسم، از ته قلبم و با تمام وجودم عاشقتونیم واسه همتون دعا میکنم که همیشه خوب و خوش و سلامت باشین هرکجای دنیا که هستین خیلیهاتون سراغم رو گرفته بودید.....میدونم که خیلی وقته که نیمدم ، منی که به این وبلاگ و به شماها کلی وابسته شده بودم.... دلم خیلی واستون تنگ شده بود  این مدت خیلی اتفاق های بدی افتاد به مرور فقط میگم که چی شد تا بعدا مفصلا تعریف کنم اولیش این بود که گشت ارشاد منو گرفت: به جرم بد حجابی که خدارو سر شاهده اصلا...
9 خرداد 1392

65-ویار مامانی و غذاهای مورد علاقه ی نینی

سلام خوشگل مامان ،شما الان دقیقا 4 ماه و 26 روز و 19 ساعت که تو دله مامانتون تشریف دارین و حسابی شیطون شدی ، تکون میخوری و مامانی تکونات رو با تمام وجودش حس میکنه دقیقا ۴ ماه و یک هفته داشتی که شورو کردی به تکون خوردن البته تکون که نبود ی حس های عجیب غریبی بود که میزاشتمشون به پای شیطنت هات! (بیشتر مثل احساس ترکیدن ی حباب بود )الان دیگه تکونهات کمی محکم تر شده هنوز نمیشه بهشون گفت لگد بیشتر شبیه قللک و حس جابجا شدن میمونه اما خیلی خیلی خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی شیرینه ،انگار که مامانی رو میبره به ی دنیای دیگه ، حیف که پسری و نمیتونی اینارو حس کنی اما من از همینجا به تمامی دخترا و مامانا و خانوما میگم که این حس...
22 ارديبهشت 1392

63-نظر سنجی برای انتخاب اسم!

سلام جوجه خروس مامانی ، تو این مدتی که در استراحت به سر میبرم انقدر شرمنده ی مامان بابام شدم که نگوووووو ، حتا شرمنده ی آیدین که تو خواب هم نمیدیدم انقدر مهربون بشه!!!!!! از وقتی بچه بودم همیشه مهربون ترین و شیرین ترین کلام آقای داداش ، "چطری بوزینه؟" و از این جور مثال ها بود و جالب اینجاست که هرچی این عبارت ها بدتر و تند تر میشد یعنی شدت و علاقه ی آقا به من چندین برابره!!!! صبح دیدم اومده میگه خواهر جونم چیزی میخای واست بیارم!!!؟؟؟؟ من: یعنی هنگ کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! با منی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خواهر جونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...
16 ارديبهشت 1392
16345 0 36 ادامه مطلب

61-سرکلاژ

سلام ، رستم کوچولوی  شیطون و بازیگوش مامانی (ببین مامانی برای خاطر جوجه خروسه چه کارهایی که نکرده....) سلام به همه ی دوستی های خوب خودم ، فقط اومدم بنویسم که حالم خوبه و شنبه صبح عمل سرکلاژ با موفقیت انجام شد ، ی مقداری درد دارم ولی اصلا اونجوری که خودم فکر میکردم نبود..... خیلی برای خودم گندش کرده بودم ، صبح که داشتیم میرفتیم برای عمل مامانم به زور ی آب پرتقال آب گرفت و داد خوردم و با هزار و یک استرس رفتیم بیمارستان شاید باورتون نشه اما از بار اولی که رفتم بیمارستان و عمل نشدم بیشتر استرس گرفته بودم.... انقدرحالم بد شده بود که همین جوری میلرزیدم  ،منو بردن حاضر شم ،  ی پرستار اومد لباسای م...
10 ارديبهشت 1392
14120 0 29 ادامه مطلب